تبليغاتX
شهیدان علیرضا و عرفان انتظامی

شهیدان علیرضا و عرفان انتظامی

شهیدان خردسال

کشتی خیال نویسنده در مقابل طوفان های حوادث زندگی تاب نیاورد و  به صخره ای برخورد کرد و غرق شد...

وبلاگ هم....آرزو ها هم ...

همه چیز غرق شد ...

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ÓÇÚÊ 15:25 ÊæÓØ بنده ی خدا| |

 
آدم ها می آیند.
زندگی میکنند
می میرند و می روند.
اما فاجعه زندگی تو
آن هنگام آغاز می شود که آدمی می میرد
...اما نمی رود!
می ماند،
نبودنش دربودن تو چنان ته نشین می شود
که تو می میری
درحالی که زنده ای
و او زنده می شود
در حالی که مرده است...
تصویر
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ÓÇÚÊ 12:25 ÊæÓØ بنده ی خدا| |

آمد و آتش به جانم کرد و رفت
با محبت امتحانم کرد و رفت
آمد و بنشست و، آشوبی بپا
در میان دودمانم کرد و رفت
آمد و روئی گشود و، شد نهان
...نام خود، ورد زبانم کرد و رفت
آمد و او دود شد، من شعله ای
در وجود خود، نهانم کرد و رفت
آمد و برقی شد و، جانم بسوخت
آتشین تر، این بیانم کرد و رفت
آمدو آیینه گردانم بشد
طوطی بی همزبانم کرد و رفت
آمد و قفل از دهانم بر گشود
چشمه ی آب روانم کرد و رفت
آمدو تیری زد و، شد ناپدید
همچنان صیدی نشانم کرد و رفت
آمد و چون آفتی در من فتاد
سر به سوی آسمانم کرد و رفت


äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ÓÇÚÊ 14:54 ÊæÓØ بنده ی خدا| |

امشب رها از زمان !
تنها به تو می اندیشم...
آهنگ های تکراری !
خاطرات تکراری !
و اشک های تکراری !
تکرار در بودن تو که هیچ گاه تکراری نمی شود !
این بی نهایت من است...!

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ÓÇÚÊ 14:11 ÊæÓØ بنده ی خدا| |

اینم عکس خواهرتون فاطمه زهرای ناناز

-خدا چه زود آرزومو براورده کرد!!-

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ÓÇÚÊ 19:31 ÊæÓØ بنده ی خدا| |

هنگام وداع تو ز بس گريه که کردم
دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست

صبر است مرا چاره ی هجران تو ليکن
چون صبر توان کرد؟ که مقدور نماندست

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ÓÇÚÊ 14:39 ÊæÓØ بنده ی خدا| |

کبوتر کوچکم... چه زود ۳سال شد...

یادت می آید...؟

تصویر

۳سال پیش...

چه زیبا پر گشودی...

دست برادرت هم در دستت بود...

هر دو با هم...

با رفتنتان برایمان پرواز به ارث گذاشتید نه پر وبالی سوخته...

اصلا شهادت که بال نمی خواست...

بال را بعد از آن می دهند نه قبلش...

به جان مشتاق روی توست مادر

تورا بر حال مشتاقان نظر باد...

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ÓÇÚÊ 17:22 ÊæÓØ بنده ی خدا| |